خودت می دانی

و انت علیمٌ بِذاتِ صَدری...

و این یک نامه نانوشته است

که به آب روانش سپرده ام

به مقصد تو

خودت که می دانی!

فقط

بلند بلند نخوانش لطفا!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

فرض کن سبدی است که مادری با دست های لرزان، نوزاد خویش را در آن نهاده و به مقصد تو در آبش انداخته... و تو در آخر آن نوزاد را به آغوش مادرش باز گرداندی... برای چشم روشنی

 

/ 0 نظر / 8 بازدید