و کل انسان الزمناه طائره فی عنقه...*

شب قدر سخنرانی آقای ناطق را از تلویزیون شنیدم که: «بیت المال را بدون حساب و کتاب به بقیه بخشیدند...»

دانه درشت هایش 3000 تا 3000 تا دارد رو می شود.

اعطای بدون حساب و کتاب پست و مقام هم که جای خود دارد... جدیدترینش هم: بورسیه دانشجویی. حساب دانه ریزها را هم که بکنید دیگر چه شود!

دوست و همکاری داشتم که شوهرش بین شهر ما و شمال و تهران و غرب کشور مدام در رفت و آمد بود. محل خدمتش رو غرب قراداده بودند. مرد بیچاره خانواده اش را رها کرده بود و هر چند وقت یک بار مجبور بود برای سرزدن به همسر و فرزند و رسیدگی به امور بیمارستانی مادر مریضش ساعت ها رانندگی کند آن هم در جاده های زاگرس با چشمان خسته. بنده خدا چند بار از تصادف های خطرناک جان بدر برد. همسرش که دیگه داشت افسردگی می گرفت از نبود مردخانه.

می دانم زندگی گاهی از این نشیب و فرازها دارد اما حرف این جاست که مرد بیچاره به چشم خودش دیده بود که چطور با یک نامه و توصیه ی رئیس جمهور، «در»دانه ها قانون را «دور» می زدند... می توانست با نامه نگاری محل خدمتش را عوض کند اما خودش نخواست فقط برای احترام به قانون.

بدتر از همه هم این که همه می دانستند اما سکوت کردند...

آن وقت هی چپ می رفتند راست می رفتند تو سر بقیه زدند که: آقا، به قانون احترام بگذار...غلط می کنی قانون را قبول نداری

ناله ها و فریادهای امثال ناطق را هم گذاشتند در حاشیه. به قول آقای ناطق: حالا هم انتظار دارند که به مرده لگد نزنیم.

پس چطور و کی باید اصلاح شود این جامعه ای که در آن به سر می بریم؟!

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* و کارنامه هر انسانى را به گردن او بسته‏ ایم...و روز قیامت براى او نامه‏ اى که آن را گشوده مى‏ بیند بیرون مى‏ آوریم... (سوره اسراء، آیه 13)

«الزمنا» و الزام یعنی همراهی جدا ناپذیر... یعنی بروید بالا بیایید پایین گریزی از آن نیست.

/ 0 نظر / 21 بازدید