تاریخ دستی

نمی دانم این زمان فله ای چه صیغه ای است دیگر؟ :0

یادم باشد از این به بعد هر وقت آمدم این جا مثل ادارات کارت بزنم که ساعت و روز و تاریخ پست هایم بمانند برایم. حوصله ندارم حساب کنم که چهار هفته پیش مثلا می شود نیمه فروردین.

تقریر شد هذا در 1397/02/15 شنبه ساعت 17:39 :)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دستگاه کارت زن هم نداریم که خانمه از آن تو بگوید: "تأیید شد".


/ 8 نظر / 42 بازدید
khiyalvareh

تاريخ ها مي گذرند و جغرافياها مي ميرند ! . آنچه مي ماند فقط كره ي خاكي دليست كه بر روي ايوان دلش ، گلداني از اسكلت خيالات و خاطرات را آويخته اند

rezvanesabz

باید مثل غار نشین ها، خاطراتمان را جوری حک کنیم روی ایوان پرشین بلاگ که با تاریخ و جغرافیایش یک جا با هم سنجاق شوند. :)

zakhmeaseman

سلام ...والا صدرحمت به شما پیروپاتالهای پرشین بلاگ ...آدم نوشته هاتونو که می خونه میخواد پوست خودشو پاره کنه از فرط ذوق بپره بیرون !....خیلی عالی بود ...مدتها منتظر و چشم به راه چنین نوشته ای بودم ...مگر پیدا می شد !!!....آفرین !...یک ماه و ستاره پایین پست شما لازم و بلکه واجب است ....بارک الله

zakhmeaseman

ببخشید ...این مثلث ارسال کامنت هنگ کرده بود ؛ چند بار که زدم یکدفعه این افتضاحی که مشاهده می فرمایید به پا شد ...هر کاری هم که انجام دادم اضافه هاش پاک نشد ...حالا اشکالی ندارد !

zakhmeaseman

اجمالا ماه و ستاره هایتان شد چهارتا !!!

rezvanesabz

سلام! متشکرم دوست عزیز! تازه شکلک ها رو هم ازمون گرفتند! یک روزی نوه هایمان انتقاممان را از این پرشین بلاگیهای جدید خواهند گرفت! :))

zakhmeaseman

داشتم الان به این فکر می کردم که اصلا سروش و ایتا و گپ و آی گپ و بله و تلگرام و تلگرام طلایی و واتس آپ و فیس بوک و توییتر و اینستاگرام و در کل شبکه جورواجور مجازی هم اصلا به ما قدیمی های پرشین بلاگ نمی سازه و مثل کفتر دو برجه تا ولمان می کنند دوباره برمی گردیم سرجای اولمان در همین پرشین خان بلاگ !...الان من همه اینها را هستم ؛ ولی نمی دانم چرا خوشم می آید فقط در پرشین بلاگ مطلب بنویسم و نه هیچ جای دیگر ...دو دنبال کننده و یکی نصفی خواننده را در پرشین بلاگ ترجیح می دهم به یک عالمه فالوور و کشته مرده های همه آنها سر هم و یکجا !.....یعنی ما اینجوری عقلمان پاره سنگ دارد ....نمی دانم ! ....گوشم هم از این حرفها پر است ....حالا چرا ؟!....اگر جوابش را می دانستم که فکری برایش می کردم ...فقط می دانیم دستی دستی شده ایم بخشی از پیشانی نوشت پرشین بلاگ!

rezvanesabz

چون همه این شبکه ها کوچکند. من از همان اولش هم اشتیاقی به شبکه ها نداشتم. پرشین بلاگ می توانست همه بزرگ شدن هایم را در خودش جای بدهد.