برای یک دوست

 یک این که: کامنت های من به آن خوشگلی... خیلی دلت بخواهد... زحمت بکش خودت کامنت های قلمبه سلمبه ام را قشنگ ببین. باشه؟ تو که این کاره ای مگه نه؟ خلاصه الکلام: زحمت خوشگلیش با خودت...نیشخند

دو این که اگه قرار باشه قشنگی هایم را خرج کامنت کنم تمام می شود(چه خسیس!) ... آن وقت وبلاگ خودم زشت می ماند (دلت میاد؟)... زشت تر از حالا... آخه از یه زندگی ام پی تری شده چه کسی توقع خوشگلیّت دارد...ها؟ هر چه دم دستمان آمد می چسبانیم این جا و آن جا. «ایکم احسن عملا» هم فعلا به نفعمان نیست. کمیت را بچسب دوست جان. کیفیت به کارمان... می آید... می آید... کی گفته نمی آید؟ مژه

سه این که: بیماری هم لطفی است از حضرت دوست. و هر چه از دوست رسد نیکوست. بغلمثلا تو را در خانه بند می کند تا دستی به سر و گوش این وبلاگ بکشیچشمک

چهار این که: خوشحال شدم از بودنتقلب... شارژ شدم بی تعارف.خندههورا

پنج این که: این پست را مخصوص تو نوشتمگاوچران... چطور بود؟ من برای هر کسی از این کارها نمی کنم. عینکولی خیلی هم خوشحال نباششیطان... بعدا تلافی می کنم...نیشخندبه نظرت متفکرمن عوض بشو هستم؟ من که خودم امیدی ندارم.آخحتی اگر هزار تا عنوان خوشگل دیگر برایم ردیف کنی...

/ 0 نظر / 8 بازدید