.

downlode & code


 
 
نویسنده : رضوان مرادی
تاریخ : ۱۳۸۸/٩/٩
نظرات

مشکل پیدا کرده بود با دلش...

موقع عقد، شرط کرده بودند که زن دل نبندد.  مرد می خواست زندگی اولش را حفظ کند. و زن پذیرفته بود... اما نشد... زن دل بسته بود... دست خودش نبود...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

لینک زیر برام جالب بود... هم خود متن و هم کامنت هاش...

نسخه ازدواج موقت

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

- مگه از رو نعش پدر و مادرها بگذرید که چنین نسخه ای را به دخترپانزده ساله شان بخورانند... نیشخند...

- تو فیلم "من ترانه پانزده سال دارم" مادر پسره مثلا می خواست بچه ش سربراه بشه و رابطه شرعی داشته باشه... که اون مشکلات برای ترانه پیش آمد...

 


برچسب‌ها:
 
 
حقیقت دارد... تو را دوست دارم... در این باران... می خواستم تو... در انتهای خیابان نشسته باشی... من عبور کنم... سلام کنم... لبخند تو را... در باران... می خواستم... می خواهم... تمام لغاتی را که می دانم برای تو... به دریا بریزم... دوباره متولد شوم... دنیا را ببینم... رنگ کاج را ندانم... نامم را فراموش کنم...

رضوان مرادی