.

downlode & code


 
 
نویسنده : رضوان مرادی
تاریخ : ۱۳۸۸/٦/۱٦
نظرات

یک نتی کمتر بهتر...

دیروز نت و نتی ها از شر من راحت بودند به جز دقایقی اندک

بعد از اذان ظهر رفتیم تهران، نمایشگاه قرآن (حالا آن که در خماری مانده بود بیدار شود)

مثلا بین المللی است اسمش اما به نظر من قمی بود بیشتر... از این جا با زبان روزه رفتیم که سیاحت کنیم غرفات بین المللی را ولی خوب چند تا بیشتر نبود: برو بچز دانشگاه امام خمینی و اتحاد دانشجویان جهان و چاپ بیروت و دار الفکر و... بگذریم

فقط یه چند تا کتاب کوچولو خریدم و سی دی

این رو هم به عنوان سوغاتی می ذارم براتون از کتابی که خریدم:

اِذ قَالَ لَهُ رَبُّهُ‌اَسلِم

قَالَ‌اَسلَمتُ لِرَبِّ العَالَمِین

هنگامی که پروردگارش به او فرمود: تسلیم باش

گفت: تسلیم پروردگار دو جهان شدم

عشق دلیل نمی خواست

دست هایم را بالا بردم.

تسلیم و مسلمان شدم


برچسب‌ها:
 
 
حقیقت دارد... تو را دوست دارم... در این باران... می خواستم تو... در انتهای خیابان نشسته باشی... من عبور کنم... سلام کنم... لبخند تو را... در باران... می خواستم... می خواهم... تمام لغاتی را که می دانم برای تو... به دریا بریزم... دوباره متولد شوم... دنیا را ببینم... رنگ کاج را ندانم... نامم را فراموش کنم...

رضوان مرادی