.

downlode & code


 
 
نویسنده : رضوان مرادی
تاریخ : ۱۳۸۸/٤/٢۸
نظرات

از نهج الفصاحه،

مجموعه سخنان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

163 - إذا أراد اللّه بقوم خیرا کثّر فقهاءهم و أقلّ جهالهم فإذا تکلّم الفقیه وجد أعوانا و إذا تکلّم الجاهل قهر و إذا أراد اللّه بقوم شرّا کثّر جهّالهم و أقلّ فقهاءهم فإذا تکلّم الجاهل وجد أعوانا و إذا تکلّم الفقیه قهر.


وقتى خدا براى قومى نیکى خواهد دانایان آنها را زیاد و نادانها ـ یشان را کم کند تا

هنگامیکه دانا سخن گوید یاریش کنند و موقعى که نادان لب گشاید مغلوب گردد و وقتى

براى قومى بد خواهد نادان هایشان را زیاد و دانایان آنها را کم کند تا هنگامیکه نادان لب

 گشاید یاریش کنند و وقتى دانا سخن گوید مغلوب گردد.

 

179 - إذا أسأت فأحسن فإنّ الحسنات یذهبن السّیّئات.


وقتى بدى کردى بدنبال آن نیکى کن که نیکى‏ها بدیها را محو مى‏کند.

 

182 - إذا أصبح ابن آدم فإنّ الأعضاء کلّها تکفّر اللّسان فتقول اتّق اللّه فینا فإنّما نحن بک فإن استقمت استقمنا و إن إعوججت إعوججنا.


وقتى صبح فرا رسد همه اعضاى تن در مقابل زبان تعظیم کنند و گویند درباره ما از خدا

 بترس زیرا صلاح کار ما بتو وابسته است، اگر باستقامت گرائیدى ما نیز باستقامت

گرائیم و اگر به کجى متمایل شدى ما نیز کج شویم.

 

184-  إذا التقى المسلمان بسیفیهما فقتل أحدهما صاحبه فالقاتل و المقتول فی النّار قیل یا رسول اللّه هذا القاتل فما بال المقتول قال إنّه کان حریصا على قتل صاحبه.


وقتى دو مسلمان شمشیر بدست با یکدیگر روبرو شوند و یکى از آنها دیگرى را بکشد

 قاتل و مقتول به جهنم میروند، گفتند اى پیغمبر خدا قاتل بجاى خود مقتول چرا؟ گفت

 براى آنکه او نیز بکشتن دیگرى راغب بود.

 

197 - إذا حدّث الرّجل بحدیث ثمّ التفت فهی أمانة.


وقتى مردى سخنى گفت و به اطراف خود نگریست آن سخن در پیش شما امانت است.

208- إذا رأیتم الأمر لا تستطیعون تغییره فاصبروا حتّى یکون اللّه هو الّذی یغیّره.
وقتى دیدید نمى‏توانید چیزى را تغییر دهید صبر کنید تا خدا آن را تغییر دهد.

 

217 إذا طلب أحدکم من أخیه حاجة فلا یبدأه بالمدحة فیقطع ظهره.


اگر کسى از برادر خویش حاجتى میخواهد گفتار خود را با مدح آغاز نکند و پشت او را گران بار نکند.


برچسب‌ها: نهج الفصاحه
 
 
حقیقت دارد... تو را دوست دارم... در این باران... می خواستم تو... در انتهای خیابان نشسته باشی... من عبور کنم... سلام کنم... لبخند تو را... در باران... می خواستم... می خواهم... تمام لغاتی را که می دانم برای تو... به دریا بریزم... دوباره متولد شوم... دنیا را ببینم... رنگ کاج را ندانم... نامم را فراموش کنم...

رضوان مرادی