.

downlode & code


 
 
نویسنده : رضوان مرادی
تاریخ : ۱۳۸۸/٦/۱٧
نظرات

پنج شنبه یه جمله قشنگ شنیدم از "تصویر زندگی"

"چشم دریچه ارتباط است"

رفتم جلو آینه و  خیره به چشمهایم نگریستم

سعی کردم احساس های مختلفی را در خودم ایجاد کنم: شادی، ‌اندوه،‌ قهر، مهر...

چشم هایم را هی تنگ و گشاد کردم: ارتباط با خودم،‌ با تو، ‌با او،‌ با خدا...

خدا؟...خدا!‌... خدای نادیده !

اگر می دیدمش ... دریچه ای به سمت یک نادیده؟!!

آن هم نادیده ای که به هر طرف رو کنی همان جا خواهد بود...فاینما تولوا فثمّ وجه الله

وجه الله... صورت زیبایت چه سیرتی به من می داد اگر بصیرتی در من بود

و چه خوب است که هو یدرک الابصار هر چند که: لایدرکه الابصار

به گمانم در وسعت چشم های تو... من هیچ وقت نادیده نیستم و این خوشحالم میکند...خیلی...

و این یعنی یک لینک دائم و مطمئن

یعنی با هر پلک زدنت، دریچه های گشوده خدا را خواهی دید

 

دریچه

ما چون دو دریچه، روبه‌روی هم،
آگاه ز هر بگو مگوی هم،
هر روز سلام و پرسش و خنده،
هر روز قرار روز آینده.
عمر آینه‌ی بهشت، اما... آه
بیش از شب و روزِ تیر و دی کوتاه
اکنون دل من شکسته و خسته‌ست،          
زیرا یکی از دریچه‌ها بسته‌ست.    

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت:

ثابت شد برایم که هیچ کس کارشناس تر از او نیست... "به مومنان بگو چشم هایشان را بر نامحرم فروبندند" ... و "چشم بر این دنیا ندوزید"... یعنی لینک کردن ممنوع!


برچسب‌ها: رابطه
 
 
حقیقت دارد... تو را دوست دارم... در این باران... می خواستم تو... در انتهای خیابان نشسته باشی... من عبور کنم... سلام کنم... لبخند تو را... در باران... می خواستم... می خواهم... تمام لغاتی را که می دانم برای تو... به دریا بریزم... دوباره متولد شوم... دنیا را ببینم... رنگ کاج را ندانم... نامم را فراموش کنم...

رضوان مرادی