.

downlode & code


 
 
نویسنده : رضوان مرادی
تاریخ : ۱۳۸۸/٦/۳
نظرات

یا کریم

*******

من، بچه آدم، بی نام بودم

و تو مرا نام دادی

"انسان"م خواندی

هل اتی علی الانسان حین من الدهر لم یکن شیئا مذکورا

آری، بر منِ انسان زمانی طولانی گذشت که چیز قابل ذکری نبودم... شیئی ناچیز

حتی این اسم را از تو دارم

و حالا "یا اَیُّهَا الانسان"

غره شده ای که چه؟

تو بگو که: چه چیزی تو را نسبت به مولایت مغرور ساخت؟

مَا غَرّکَ بِرَبِّکَ الکَریم



برچسب‌ها: خود شناسی
 
 
حقیقت دارد... تو را دوست دارم... در این باران... می خواستم تو... در انتهای خیابان نشسته باشی... من عبور کنم... سلام کنم... لبخند تو را... در باران... می خواستم... می خواهم... تمام لغاتی را که می دانم برای تو... به دریا بریزم... دوباره متولد شوم... دنیا را ببینم... رنگ کاج را ندانم... نامم را فراموش کنم...

رضوان مرادی