.

downlode & code


 
 
نویسنده : رضوان مرادی
تاریخ : ۱۳۸۸/٦/۱
نظرات

یا دلیل

این چشم های بی سو یک عمر به دنبال عکسی از تو بود

این گوش های سنگین مشتاق شنیدن تو بود

فکر می کردم گمگشته ام در میان آسمان ها و زمین است

اما رنج بیهوده بردم از این همه تپیدن

مثل آن ها که: صم بکم عمی فهم لایعقلون

اگر کمی عقل داشتم....

باید همان باشد که خودت گفتی:نَحنُ اَقرَبُ اِلَیهِ مِن حَبلِ الوَریدِ

همان که تپیدنش دلیل حیات است

از رگ گردن به من نزدیک تر بودی

و من باور نداشتم که تو حیات منی

********************

حالا می دانم که

آن گمگشته خود منم

می شود مرا به خودم برسانی، خدا؟!

پی نوشت:

قالب جدید،‌ فصلیه. می دونم چشم رو اذیت می کنه و مثل شب ظلمانی تاریکه ولی... همین یه ماه رو تحمل می کنم. عوضش این آهنگ رو خیلی دوست دارمم...


برچسب‌ها:
 
 
حقیقت دارد... تو را دوست دارم... در این باران... می خواستم تو... در انتهای خیابان نشسته باشی... من عبور کنم... سلام کنم... لبخند تو را... در باران... می خواستم... می خواهم... تمام لغاتی را که می دانم برای تو... به دریا بریزم... دوباره متولد شوم... دنیا را ببینم... رنگ کاج را ندانم... نامم را فراموش کنم...

رضوان مرادی