.

downlode & code


 
 
نویسنده : رضوان مرادی
تاریخ : ۱۳۸۸/٥/٢٧
نظرات

قبل از آپ:

چه جالب... من این چند روزه یک روز در میان آپ کرده ام... چقدر بیکار بودم خودم و خبر نداشتم!!

***********

با تو هستم خورشید خانوم مهربان!

می دانی از بس که در مهرورزی افراط کرده ای مرا به تفریط کشانده ای؟

همه اش تقصیر تو است دیگر!

می خواستی دیواری به این کوتاهی نباشی!

 


برچسب‌ها:
 
 
حقیقت دارد... تو را دوست دارم... در این باران... می خواستم تو... در انتهای خیابان نشسته باشی... من عبور کنم... سلام کنم... لبخند تو را... در باران... می خواستم... می خواهم... تمام لغاتی را که می دانم برای تو... به دریا بریزم... دوباره متولد شوم... دنیا را ببینم... رنگ کاج را ندانم... نامم را فراموش کنم...

رضوان مرادی