.

downlode & code


 
 
نویسنده : رضوان مرادی
تاریخ : ۱۳۸۸/٥/٢٢
نظرات

دلم می خواهد تیستو شوم...یک سبز انگشتی... می خواهم بروم بالا...

انگشتانت را به من قرض می دهی مهربان؟

 

 

 

پی نوشت:

تیستو سبز انگشتی خاطره ای است از تابستان های دهه دوم زندگی ام... دارم تابستان هایم را ورق می زنم


برچسب‌ها:
 
 
حقیقت دارد... تو را دوست دارم... در این باران... می خواستم تو... در انتهای خیابان نشسته باشی... من عبور کنم... سلام کنم... لبخند تو را... در باران... می خواستم... می خواهم... تمام لغاتی را که می دانم برای تو... به دریا بریزم... دوباره متولد شوم... دنیا را ببینم... رنگ کاج را ندانم... نامم را فراموش کنم...

رضوان مرادی