.

downlode & code


 
 
نویسنده : رضوان مرادی
تاریخ : ۱۳۸۸/٥/۱٢
نظرات

هر چند کوتاه است اما...

دارم می روم جایی... از برکت بند "پ" و لطف داداش جان پوتین و پاچه خواری خواهرانه نیشخند

سه تا"پ" می داشتید اگر... نصیب شما هم می شد حتما

خودم را و شما را به او می سپارم

 

 

وصیت:

اگر برگشتی نبود... یک بلاگ متروک... و روشنایی فانوس چشمان شما

 

راستی یادم رفت خوابم رو تعریف کنم:

خواب دیدم وبلاگم رو حراج کردند... همین وبلاگ جدیدم رو... خیره ان شاء الله


برچسب‌ها:
 
 
حقیقت دارد... تو را دوست دارم... در این باران... می خواستم تو... در انتهای خیابان نشسته باشی... من عبور کنم... سلام کنم... لبخند تو را... در باران... می خواستم... می خواهم... تمام لغاتی را که می دانم برای تو... به دریا بریزم... دوباره متولد شوم... دنیا را ببینم... رنگ کاج را ندانم... نامم را فراموش کنم...

رضوان مرادی