.

downlode & code


 
 
نویسنده : رضوان مرادی
تاریخ : ۱۳۸۸/٥/۸
نظرات

معاذ الله: پناه می برم بر خدا

نوشته اند بر ایوان جنة المأوی

که هر که عشوۀ دنیا خرید وای بوی

راستش دیگر تحمل عشوه گری های اینترنت راندارم

غل و زنجیری شده بر دست و پا و گردن اندیشه ام

پیامبری باید که: یَضعُ عَنهُم إصرَهُم و الأغلالَ التی کانَت عَلَیهِم

ولی

من کی آزاد شوم از غم تو اینترنت!

همین دو سه روز پیش بود که می خواستم رهایش کنم، نه، می خواستم خودم را رها کنم، که "جیم" زنگ زد و گفت بیا به چت خانه که نیازمندتم... ("جیم" یک دوست مونث است نه یک اسم مذکر خارجکی)

توبه به ما نیامده!


برچسب‌ها: اینترنت
 
 
حقیقت دارد... تو را دوست دارم... در این باران... می خواستم تو... در انتهای خیابان نشسته باشی... من عبور کنم... سلام کنم... لبخند تو را... در باران... می خواستم... می خواهم... تمام لغاتی را که می دانم برای تو... به دریا بریزم... دوباره متولد شوم... دنیا را ببینم... رنگ کاج را ندانم... نامم را فراموش کنم...

رضوان مرادی