ب مثل باران
 
قالب وبلاگ

واقعا متأسفم که مسأله کنسرت رو ابزاری برای فشار و هیاهو کردند. حتی این قدر مهم است که نیاز به دخالت مقام معظم رهبری باشد؟

جامعه با قانون حفظ می شود. اگر کنسرت این قدر ترسناک است و اگر قدرت نفوذ کنسرت غلبه دارد بر برنامه های تزکیه و تربیت ما، بهتر است یک تبصره به قانون اضافه کنید که اجرای کنسرت در شهرهای فلان و فلان غیر قانونی است. بعد هم خیالتان تخت باشد که خطری بزرگ را از سر راه خوشبختی و عاقبت بخیری یک شهر برداشتید. خطری که لابد حتی از اعتیادی که قرارهای سه شنبه جمکران را نا امن کرده است بزرگتر است.

[ ۱۳٩٥/٦/۱ ] [ ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ ] [ رضوان مرادی ] [ نظرات () ]

داشتم پست های آرشیوی م رو می خواندم که رسیدم به پست برای معصومه.

یهویی دلم برایت تنگ شد همسفر. پارسال که منزل یک آشنای دور رفته بودم برای ختم انعام، از همشهری‌ات شنیدم که بعد از یک بیماری سخت، به جوار حق شتافته‌ای.

راستش جایت خیلی خالی است. جای آدمی مثل تو: بی ریا، بی توقع، بی منت!

[ ۱۳٩٥/٥/٤ ] [ ۸:٠۱ ‎ق.ظ ] [ رضوان مرادی ] [ نظرات () ]

این قدر گرمه که حتی اونور بالش هم خنک نیست.چشمک

چه روز سختی بود. امروز همه ش خوابیدم.

هوای 46 درجه‌ی اول تیر 95 حسابی خودشو نشون داد.

تو خیابون که هستی دلت می خواد به جای آسفالت داغ، رو زمین خاکی راه میرفتی.

[ ۱۳٩٥/٥/٢ ] [ ٧:۳٠ ‎ق.ظ ] [ رضوان مرادی ] [ نظرات () ]

دو سه ماه پیش من و خواهرم تو یکی از مغازه‌های خیابان صفائیه یه مانتو دیدیم شیک و با وقار و مدل جدید و فرهنگی. طرح خاصی نداشت فقط از هارمونی رنگ‌هاش خوشم اومده بود. به خاطر نوروز و روز مادر و روز معلم و روز پدر و تولد و ... آه دربساط نداشتیم، اما گفتیم بریم قیمت کنیم حداقل مظنه دستمون بیاد. هیچی دیگه، بعد از فهمیدن مظنه، من و خواهرم به یک چشم بر هم زدن در افق محو شدیم.

مانتویی که بعد یه مدت برامون تکراری میشه می‌ارزه 270 تومن؟ تازه اونم برای یه فصل!



[ ۱۳٩٥/٤/٢٩ ] [ ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ ] [ رضوان مرادی ] [ نظرات () ]
[ ۱۳٩٥/٤/٢٧ ] [ ۸:۱٥ ‎ق.ظ ] [ رضوان مرادی ] [ نظرات () ]

[ ۱۳٩٥/٤/٢٤ ] [ ۸:٤٩ ‎ق.ظ ] [ رضوان مرادی ] [ نظرات () ]

انا لله و انا الیه راجعون!

مهدیه الهی قمشه ای هم به سوی معبود پر کشید.

[ ۱۳٩٥/٤/٢٠ ] [ ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ ] [ رضوان مرادی ] [ نظرات () ]

این باد هم عجب گرد و خاکی راه انداخته این روزها. امروز یه خاک انداز و نصفی خاکروبه از حیاط جمع کردم.



[ ۱۳٩٥/٤/٢٠ ] [ ٧:٢٢ ‎ق.ظ ] [ رضوان مرادی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

حقیقت دارد... تو را دوست دارم... در این باران... می خواستم تو... در انتهای خیابان نشسته باشی... من عبور کنم... سلام کنم... لبخند تو را... در باران... می خواستم... می خواهم... تمام لغاتی را که می دانم برای تو... به دریا بریزم... دوباره متولد شوم... دنیا را ببینم... رنگ کاج را ندانم... نامم را فراموش کنم...
نويسندگان
لینک دوستان
موضوعات وب